السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
402
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
به همين مناسبت عنوان ياد شده در باب حج به كار رفته است . از شرايط قربانى حج تام بودن آن است . بنابر اين ، حيوانى كه شاخ داخلى آن - كه سفيد است - شكسته يا بريده و يا گوشش بريده باشد كفايت نمىكند . 2 ( - - ) جدعاء ) ( - - ) قربانى ) عضل عَضل : بازداشتن دختر از ازدواج با همتاى خود توسط ولىّ / سخت گرفتن بر همسر و در تنگنا قرار دادن او در نحوهء معاشرت و برخورد . عضل در لغت به معناى بازداشتن و در تنگنا قرار دادن آمده است ، ليكن كاربرد فقهى آن دو معناى متفاوت در دو باب است : كاربرد نخست عضل ، باب نكاح و عبارت است از اينكه ولىّ ، دختر باكرهء خود را از ازدواج با كفو و همتاى خويش - به رغم تمايل وى به ازدواج با او - بازدارد . 1 بنابر اين ، بر بازداشتن ولىّ ، دختر خود را از ازدواج با غير كفو ، عضل صدق نمىكند . مراد از « كفو » همسانى دختر و پسر در اسلام و ايمان است . برخى ، توانايى دادن نفقه را نيز بدان افزودهاند 2 ( - - ) ازدواج ) . گروهى علاوه بر آن ، كفو بودن عرفى را نيز ملاك دانستهاند ؛ بدين معنا كه در ازدواج با او ، آسيب و خدشهاى به آبرو و حيثيت دختر و خانوادهاش وارد نشود . بنابر اين ، منع از ازدواج با غير كفو عرفى نيز عضل به شمار نمىرود . 3 همچنين با بازداشتن ولىّ ، دختر خود را از ازدواج با كفوى معيّن با وجود كفوى ديگر نيز عضل محقق نمىشود . 4 كاربرد ديگر عضل به تبع قرآن كريم ، 5 باب طلاق است . مراد از عضل در اين باب آن است كه مرد با بد رفتارى و زير پا نهادن حقوق همسر خود ، از قبيل حق همخوابگى ، زندگى زناشويى را بر زن سخت گرفته و او را در تنگنا قرار مىدهد تا وى مجبور شود بعض يا همهء دادههاى شوهر را به او ببخشد و از اين طريق رضايت او را براى طلاق جلب كند .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة 14 / 126 * ( 2 ) . الحدائق الناضرة 17 / 92 ، 96 - 98 ؛ جواهرالكلام 19 / 141 - 143 .